![]() |
![]() |
|
| حرفهای در زمینه آزادی زنان |
|
خسرو
ايري گاري بانوشتن" آن اندام جنسي که يک اندام نيست" به اين مساله ي محوري توجه ميکند که در درون نظام نشانه شناسيک و گفتمان سکشواليته ي مرد سالار، زن در فرآيند لذت جنسي به خود بيگانه گي و فرودستي کامل ميرسد. اين اوست که به خاطر لذت جنسي بيگانه از بدن و ميل جنسي اش،" در تخيل سکس مردانه،چيزي جز پايه ي کم و بيش حاضر به خدمت براي عملي ساختن اوهام مرد نيست.ممکن و حتا قطعي است که زن در اين کار، به طور غير مستقيم لذت ميبرد.اما اين لذت پيش از هرچيزي فحشاي آزار خواهانه ي بدنش در برابر ميلي است که از آن او نيست.....زن بدون اين که بداند چه ميخواهد،حتا با درخواست مکرر، براي هرچيزي آماده است،به شرط آن که مرد او را به منزله ي "ابژه "ي لذت جويي خويش"به حساب آورد".(18)اين فرآيند از خود بيگانه زن با سکس از منظر ايري گاري که منظر سخت راديکال است، ناشي از بي اعتنايي آشکار به اندام هاي متنوع جنسي زنانه و ساختمند سازي سکشواليته بر مبناي قضيب است.ايري گاري تلاش دارد با تبارشناسي نشانه ها،کردار،شيوه ي دخول و خود لذت بري زنانه و مردانه، به رابطه ي قدرت و دانش توليد شده که حقيقت هاي اقتدار آميز را در باره ي سکس و زنانگي ساخته، پي ببرد.تحليلي ساختاري سکشواليته به ايري گاري اين امکان را ميدهد که لذت و رويه هاي جنسي را غير معمول ترين رابطه ي انساني،قلمداد کندمبناي تحليل ساختاري ايري گاري، از شيوه ي کنش اندام هاي جنسي مردانه و زنانه آغاز مي شود. ايري گاري جنسيت زنانه را امر ابداع شده بر اساس پارامتر هاي مردانه ميداند که"تضاد ميان کنش گري خروسه ي"مردانه" و کنش پذيري مهبلي"زنانه" که فرويد-وبسياري ديگر- از آن به منزله ي مرحله ها يا تناوب هاي تبديل شدن به زني به لحاظ جنسي"به هنجار"سخن ميگويد به نظر ميرسد بيش از هر چيزي بر اساس عملکرد جنسيت مردانه ايجاب شده است"(19) شالوده شکني ايده هاي انتزاعي اين پارامتر ها تنها با جا به جايي عناصر رابطه ي جنسي و يا آموزه هاي اخلاقي ميسر نيست،بلکه وحشت نهفته در کردار ها و نشانه هاي جنسي است که سياست شالوده شکني را راديکالتر مي سازد- به راستي چه چيزي راديکال تر از شالوده شکني است؟-ايري گاري از اين سر آغاز شروع ميکند که اگر زن از اقتصاد مسلط قضيبي بيرون شود" در خودش، بودن نياز به واسطه و پيش از هرگونه تقسيم ممکني ميان کنش گري و کنش پذيري،خودش خودش را لمس ميکند...چون اندام جنسي او از دولبه تشکيل شده که پيوسته يکديگر را لمس ميکنند....{اما} اين خود لذت بري جنسي زن با دخولي وحشيانه به تعليق در ميايد:جدا شدن خشن دولبه به وسيله ي قضيبي متجاوز که زن را از اين خود انگيزي{ دور مي سازد}".ايري گاري اقتصاد قضيبي را مخالف خودبسنده گي لذت جنسي زنانه مي پندارد و برايش مساله ي مهم اين است که"قضيب" محور انتساب هويت جنسي زنانه و مبناي "فقدان"،تحليل رفته گي"(اندام جنسي) و "عقده ي قضيب" است.چون که قضيب يگانه اندام جنسي ارزشمندي به حساب ميايد که اندام جنسي زنانه ظرفيت قياس را با آن ندارد. و بايستي با شيوه هاي گوناگون از جمله مصرف سکس در مبادله ي نابرابر اندام هاي جنسي،آن را تصاحب کند...زن ميل اش را فقط به منزله ي انتظار بر خورداري از يک معادل اندام جنسي مردانه تجربه و زيست ميکند.( اين نکته در تحليلي ايري گاري مشخص است که ساخت اندام هاي جنسي و لذت حاصل از "کنش گري و کنش پذيري" نوعي نظام از نشانه ها و کردار هاي را ساخته که منجر به گفتمان قضيب سالاري مي شود:لذت جنسي و شکوه"انزال" با اندام جنسي مردانه کامل مي شود.سکس در اين ميان تنها يک رابطه ي معمول براي ارضا و لذت نيست،نوعي از جنسيت را نيز مي آفريند که در اين جنسيت،اقتدار و تابعيت بر اساس کنشگري مردانه و کنش پذيري زنانه تعريف مي شود.اگر چه در دام اين ساده سازي نخواهم افتاد که اقتدار و تابعيت را همانند ايري گاري در قدم نخست ناشي از ساخت جنسي و نشانه ها و کردار هاي مرتبط به آن بدانم.ولي حد اقل با اين تصور موافقم که هيجان ناشي از اقتدار قضيبي و تابعيت مهبلي،انعکاس اش را در روان زنانه و خود شيفته گي مردانه آشکار مي سازد. آن گونه که ايري گاري حساسيت به خرچ داده،"اقتدار قضيبي" و "تابعيت مهبلي" براي بسط هژموني، به ساختن نشانه هاي مي پردازند که در خود انرژي فراوان براي تداعي سلطه و کنترول دارند. نشانه ها، ملموس ترين پديدار هاي هستند که رفتار و گفتار ما را در زير کنترول خود دارند. اين کنترول،تنها ناشي از قبول عام معناي نشانه ها نيست،هژموني تعبيه شده در آن، سوبژکتيويته را به شدت زير مراقبت و تنبيه خود دارند.ايري گاري نقش نشانه ها را تعيين کننده ميداند،زيرا اين نشانه ها بازتاب ايديولوژيک ساخت هاي جنسي هستند. ايري گاري از ميان تمام نشانه ها وساخت هاي جنسي،"قضيب" و "مهبل" را به عنوان محور هاي تحليل مردسالاري سکس و از"خودبيگانه گي لذت جنسي" با اندام هاي زنانه بر ميگزيند.بر اساس نگاه فرويدي،زن دچار"عقده ي قضيب" است.اين عقده در کنار گفتمان روان کاوانه،به گفته ي ايري گاري،ناشي از منزلت اندام جنسي و بدن زن است.مهبل ارزش خود را از دادن"منزل گاهي" به اندام جنسي مردانه کسب ميکند و بدن هيجان مرد را به غليان در مياورد.پندار ذات گرايي ايري گاري نيز از همين جا آغاز ميگردد. او در نهايت اين موقعيت اندام هاي جنسي زنانه را در رابطه ي بهنجار اجتماعي جنسي،تقدير ناگزير زن به حساب مياورد. براي همين با شناسايي ميکانيزم لذت بري زن از اندام هاي متنوع جنسي اش،راي به فسخ رابطه ي ديرينه ي جنسي ميان مردان و زنان ميدهد."شايد مي بايست به آن تخيل زنانه ي سرکوب شده بازگشت؟....زن يک اندام جنسي-مهبل با دولبه که در تماس هم،لذت جنسي را ايجاد ميکنند-ندارد...دست کم دو اندام جنسي دارد،اما دو اندامي که قابل تشخيص به صورت دو واحد نيست.....قرار نيست لذت زن ميان کنش گري خروسه يي و کنش پذيري مهبلي انتخاب کند....لذت هاي ديگر نيز است...نوازش سينه ها،لمس فرج،نيم باز کردن لبه هاو آمدو رفت مداوم فشار{قضيب} روي جدار عقبي مهبل و....."(21تفاوت گذاشتن ميان ساز و کار لذت جنسي مردان و زنان و جانبداري از لذت زنانه ي جنسي،ايري گاري را متقاعد ميکند که راه به سوي فراسوي ساخت ها و نشانه هاي مسلطبگشايد. اما اين تفاوت تنها براي نقد از"لذت جنسي قضيبي" که در پي انکار لذت متنوع زنانه است،به کار برده نشده،ساختار بديل رابطه نيز خاطر نشان شده است.مشکل که براي سياست شالوده شکني ايري گاري پيش ميايد،تصور ذات گرايانه در رابطه به نشانه ها و ساخت هاي جنسي است.اگر چه باور من اين است که لذت جنسي در قالب پيشفرض هاي از کردار و رويه هاي جنسي،معنا پيدا کرده است،و آن هم بدين صورت که بدون آن رويه ها و کردار ها، لذت جنسي نا ممکن به نظر ميرسد،اما با اين نظر موافق نيستم که با تصور ذات گرايانه به نفي رويه ها و کردار ها پرداخته شود.رابطه ي معمول"قضيب" ومهبل" که ايري گاري به نقد آن مي پردازد،ناشي از ساز وکار آنها نمي شود تا با فسخ اين رابطه،ميکانيزم سلطه جويانه قضيبي به کنار زده شود. همين عقده ي قضيبي، هم چنان که ايري گاري از ريشه هاي فرويدي آن صحبت مبکند،ارجاع اجتماعي و سياسي آن به مراتب تاثير گذار تر است.قضيب تنها يک اندام نيست، پاسدار يک نظم اجتماعي هم است که بر خشونت و وهشتاستوار بوده و ترس را به منظور اطاعت ايجاد مي نمايد. تمام نشانه هاي جنسي و کردار هاي مرتبط، به آن دو مساله ارجاع دارد.تحليلي ساختاري از سکس،امکان تقليل گرايي به عناصر دروني ساختار را فراهم مي سازد.چنانچه ايري گاري "لذت جنسي دوگانه" را تنها در نقد ساختاري مورد نقد قرار داده نمي تواند،اين رابطه به ساختار قدرتمند رواني نيز تبديل شده که هر تيوري را به سوي ايديالسيم عقده مندانه ميکشاند.ولو اين ساختار داراي مقدار زيادي از "هژموني" و"خود شيفته گي" باشد، اما به لحاظ لذت جنسي يکي از امکان هاي فوق العاده ي لذت جنسي به حساب ميايد.پيش از آن که ايري گاري به نفي نشانه ها و ساخت ها با تحليلي ذات گرايانه بپردازد،همين نشانه ها و ساختار ها را از بار رواني و مفهومي که منابع مشروعيت "هژموني" و"خود شيفته گي قضيبي" است،تهي نمايد. سياست راديکال ايري گاري مرز بندي خونين جنسي ميان مردان و زناني را فراهم ميکند، که به لحاط عاطفي و عشقي، به اندازه ي کافي دلايلي براي توافق دارند."هسته هاي صميمت" و وضعيت انتقادي، دو تجربه ي عام است که براي تغيير وضعيت به کار رفته است. بدون شک،" سياست مقاومت" که ايري گاري در پايان نوشته اش از آن ياد کرده،ظرفيت بالاي از تاثير گذازي يا به گفته ي او رها شدن زنان از "پرولتريزه شدن" در بازار مصرف و مبادله ي جنسي مردان را در خود دارد.اما اين سياست مقاومت، تنهاشالوده شکني نظري و عملي نشانه ها و ساخت هاي جنسي را در بر نمي گيرد،تبار شناسي بخشي از سياست مقاومت را مي سازد. در کجا نشانه ها و دانش در حوزه ي عام قدرت همبستگي شان را در مي يابند و به چه صورت اين رابطه پنهان ميماند؟ از سوي ديگر ايري گاري به دليل موقعيت ممتاز حقوقي زنان در کشورش،سياست مقاومت را هم چون امکان عام اجتماعي باور دارد،اما اين امکان مقاومت براي زنان ديگر که از اين موقعيت ممتاز برخوردار نيستند،ميسر نمي باشد.زيرا ميزان بالاي خشونت و آسيب پذيري زنان، امکان مقاومت و انتقاد را حتا تا مرز صفر نزديک مي نمايد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط ناجیه حنیفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آزادی زنان و بدست آوردن حقوق انسانی شان در افغانستان تنها با آگاهی و شکستن ساختار های سنتی پدرسالار امکان پذیر است با انتشار مقالات در این صفحه میخواهم سهمی کوچکی در روند آگاهی رسانی داشته باشم.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
آرزو |
|
RSS
|