![]() |
![]() |
|
| حرفهای در زمینه آزادی زنان |
|
سوال اینکه زنان برای رسیدن به حقوق انسانی شان چی رویکرد های راباید اختیار کنند مسله بحث برانگیزی است که نمیشود دریک مقاله مختصر به آن پرداخت ولی قبل از اینکه وارد این بحث شویم روی اینکه حقوق زن چیست و چرا مراعات نمیشود مکث میکنیم . به باور من هرموجود زنده به صورت طبیعی خواهان آزادی اراده و و داشتن حقوقی است که توسط آن بتواند زندگی خویش را به صورت عادی و طوریکه خودش میخواهدپیش ببرد، که موجود زن نیز از این ویژگی طبیعی مستثنا نیست،بنا حقوق زن همان حق ای است که هر انسان خواهان آن و هر موجود دیگر از آن برخوردار است . اینکه چرا حقوق زنان مراعات نمیشود بر میگردد به تاریخ سلطه طلبی و تمامیت خواهی مردان و تمکین زنان در برابر محدودیت های وضع شده این تسلط تاریخی ، ولی برای دوبار حاکم شدن زنان بر وجود و اراده خود شان نیز نیاز به مبارزه ، دفاع و مقاومت قوی از جانب زنان و عقب نشینی مسالمت آمیز از جانب مردان است تا موازانه اراده انسان هامساویانه برقرار شده وزندگی انسان ها انسانی شود. قبل از اینکه به ارایه رویکرد ها بپردازم یکبار دیگر تاکید میکنم که تحقق حقوق انسانی زنان در افغانستان به تلا ش زنان و مردان کشور وابسته است زیرا زنان با تمام محدودیت های حاکم در طول تاریخ با انواع مختلف مبارزات ،واکنش ها و یا سرکشی ها از قوانین و هنجار های وضع شده نشان داده اند که حق خویشرا میدانند و میخواهند و مردان باید با درک ا ین واقیعت که تمامیت خواهی و پدرسالاری از مزیت یک زندگی لذت بخش انسانی میکاهد ازشکنجه و خشونت دست کشیده و حقوق زنان را مراعات نمایند. از اینکه نقش های جنسیتی را در یک جامعه ارزش ها،هنجار ها و باور های انسان های آن جامعه تعریف و معین میکند ، با توجه به ساختار اجتماعی جامعه افغانی ارزش هاو هنجار های اجتماعی ما را سنت ها ویا عنعنات قبیلوی و یا قومی یی تعین میکند که بالاتر از ارزش ها و دساتیر دینی که بدان ایمان داریم این هنجار ها زیر نام های مختلف و یا اکثرا زیر نام ارزش های دینی بر زندگی عامه و به ویژه زنان حاکمیت داشته و عملی میشود که متاسفانه در این نوشته کوتاه مجال بر شمردن آن نیست ولی مختصر اینکه بزرگترین مانع دستیابی زنان به حق شان همانا مسله خلط شدن ارزش های قومی و قبیلوی چند صد ساله با دین اسلام است . چون بر پایه این هنجار و ارزش ها است که زنان ناموس و غیرت خانواده و جامعه محسوب شده و حفظ عام و تام این ناموس را مردان به عهده دارند و برای حفظ بهتر و مراقبت جدی تراز این ناموس لازم و مقدوراست که تمام زندگی و اراده زنان توسط مردان کنترول و هدایت شود از درس خواندن و خانه بیرون رفتن شروع تا معامله وجود آنان برای حل مشکلات،بدست آوردن پول، موقیعت اجتماعی ،جبران قرض وهر نوع خلاف کاری ،و جزا قتل اعضای مرد خانواده و از این قبیل..... سلسله هنجارهای دیگری هم است که هیچ یک آن با اساسات دینی همخوانی و مطابقت ندارد. بنا اولین اقدام برای رسیدن زنان به حق شان جدا کردن ارزشهای سنتی قبیلوی از ارزش های دینی است که این اقدام نه تنها وظیفه زنان بلکه مسوولیت هر انسانی که به جنس زن منحیث انسان و به حقوق انسان در کل معتقد است میباشد. پس از جدا شدن این دو مورد کلا متفاوت و متناقض یعنی ارزشها و هنجار های دینی از ارزشها و هنجار های سنتی (عنعنوی)قدم بعدی باید ادمه سیاست کنش مثبت(افرمتیف اکشن) و یا سهمیه دهی با توجه به ماده 22ام قانونی اساسی نیز یکی از رویکرد های اساسی برای رسیدن به این امر باشد. من به عنوان یک شهروند زن سهیمه که در قانون اساسی برای زنان در پارلمان اختصاص داده شده خلا ف ماده 22 ام میشمارم زیرامطابق این ماده زن و مرد در برابر قانون مساوی اند پس بدین اساس شهروند زن و مرد این کشورباید از مسوولیت و صلاحیت مساوی نیز برخوردار باشند . راهکاری که میتواند در این زمینه موثر واقع شود همانا سهم دادن مساوی زنان در قدرت وتصمیم گیری است تا زمانیکه زنان در نهاد های تصمیم گیری و قدرت شامل و حاکم نباشند وبدینوسیله دیدگاه زنانه در سیاست های کلا ن کشوری جهت دهی نگردد، پاسخ دادن به مطالبات نیمی از جامعه ناممکن و ناکام و نا کامل است که این خودیکی از دلایل نارضایتی و بحران فعلی در کشور است . اصلاح و تدوین قوانین جدید با مفاد حقوق انسانی و عدالت جنسیتی نیز یکی از راهکار های است که میتوان با آن برابری جنسیتی و حقوق انسانی زنان را تضمین کرد. ایجاد نهاد هاو یا میکانیزم های حمایتی برای ضمانت اجرایی قوانین مانند ایجاد و تقویت پولیس زنان درهر ناحیه ،محکمه رسیدگی به موارد خشونت و تبعیض ،خانه های امن از جانب دولت برای پاسخ دادن به موارد تبعیض و خشونت بر زنان نیز میتواند راهکاری باشد برای ضمانت حقوق انسانی زنان امر مهمی دیگری که باید بدان از جانب جامعه مدنی و به ویژه زنان با سواد مملکت پرداخته شود ایجاد و تقویت نهضت اسلامی زنانه نگری (جانبدار حقوق زن )است که با رشدو تربیت محققان و دانش پژوهان دینی زن بتواند تفسیر متوازن از متون دین در رابطه به زن ارایه نموده و سو تفا هم و ابهاماتی که در مورد حقوق زنان وجود دارد برطرف نماید. این نهضت همچنان میتوانند منحیث قوه فشار دولت را وادار به انجام مکلفیت های اخلاقی اش برای حاکمیت قانون و نهادینه ساختن ارزش های انسانی نماید . یکی از عمدترین مسایل دیگری که تا حال کسی بدان توجه ننموده و گاه و نا گاه در مواقع عنوان شدن اولویت پرداختن به آن جدی گرفته نشده است، مسله تبعیض در نوع پرورش دختر بچه ها و پسر بچه ها در خانواده های پدر سالار جامعه افغانستان است که منشا و ریشه تمامی تبعیضات است . والدین در خانواده هابا برخورد دوگانه با فرزندان پسر و دختر نخستین پایه های تبعیض را که عبارت اند ازاولویت دادن حق آموزش، حق انتخاب دوستان و همبازیان بیرون از خانه،انتخاب لباس ،سهم نگرفتن در کار های خانه ،و فرمان دادن .... گذاشته و معماری جامعه پدر سالار را میکند همانطوریکه در ساختن این مشکل والدین ( مرد و زن) شریک اند در از بین بردن آن نیز هردو نقش عمده خواهند داشت . به باور من زبان محاوری شکل دهنده افکار و برخورد های یک انسان است متاسفانه زبان عامیانه و روزمره ما به طور فجیعی شخصیت و حقوق انسانی زن را زیر سوال میبرد چنانچه کلمه سیاه سربه طور عاجل موجود ضیعف و قابل ترحم را در ذهن ما مجسم میسازد وازاینکه برخورد هاهمواره بر خواسته ازذهنیت انسان ها است تصور از موجود زن منحیث موجود ضیعف و فاقد توانایی برابر با مرد به میان میاید که خود به خود رفتار های تبعیض آمیز را بر می انگیزد در این جاست که نیاز برای تفیر در زبان محاوروی که برخورد انسان ها را تفیر بدهد احساس میشود بنا یکی از راهکار های عمده باید کار روی زبان و ادبیات کشور باشد. براه انداختن کازارگسترده سوادآموزی وایجاد و تقویت نهاد های آموزش و پرورش برای زنان در سرتا سر کشور راهکاری است که اجرا آن نیز نیاز به تلاش جمعی نهاد های مدنی و دولت افغانستان دارد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط ناجیه حنیفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آزادی زنان و بدست آوردن حقوق انسانی شان در افغانستان تنها با آگاهی و شکستن ساختار های سنتی پدرسالار امکان پذیر است با انتشار مقالات در این صفحه میخواهم سهمی کوچکی در روند آگاهی رسانی داشته باشم.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
آرزو |
|
RSS
|