تبليغاتX
فمینیست افغان - عدم تمايز:ادبيات عرفاني و تخيل جنسي فاقد جنسيت
حرفهای در زمینه آزادی زنان

خسرو
با خوانش متون کلاسيک و جديد ادبي،زبان شبکه ي از دلالت هاي جنسي را براي فرآيند استعاره سازي اميال و اندام ها سامان ميدهد.اين فرآيند استعاره سازي اندام ها و اميال، در مرز ميان خواست غريزي و هرمنوتيسم عرفاني در نوسان است. زبان اگر چه استوار بر دلالت هاي پايان ناپذير است و اين نوسان يک امر بنيادين زبان به حساب ميايد،اما مبناي هرمنوتيکي ادبيات کلاسيک فارسي تعيين معنا ها،گشودن رمز و کد ها زباني،ساده سازي ابيات به منظور رسيدن به معناي حقيقي- آن چنان که در خوانش "بيدل" از اين رويکرد استفاده مي شود، و در نهايت تقليل زبان به مثابه ي شبکه ي از دلالت ها به امر نمادين و استعاري است. زبان ميان ميل و معنا،ميان امر نمادين و نشانه هاي غير قابل تقليل در درون ادبيات کلاسيک در گردش است.خواست سياسي و اجتماعي، زبان را به شبکه ي نشانه هاي انتزاعي فرا ميخواند، تا نشانه ها در گير بازي آزاد دلالت و ميل نيفتد و چرخش معنا با واژه گان قابل فهم عمومي آماده ي نظارت و کنترول باشد. چنان که رويکرد در فرآيند خوانش، پرهيز از " کج فهمي" و آشکار کردن معناي اصلي متن، به عنوان پرنسيب هاي فهم ادبيات کلاسيک به حساب ميايد. اما زبان با استفاده از اين غفلت مدوام خوانش ادبيات کلاسيک، گريز گاه هاي متعددي براي بازي آزاد ميل و دلالت ساخته است.ميل چون هوس و عطش پايان ناپذير، دلالت را به دنبال خود، به گوشه هاي نا آشناي زبان ميکشاند. ولي ادبيت کلاسيک شعر فارسي به گونه يي در درون زبان ابداع شده است که مانع بازيگوشي ميل و نشانه مي شود.زيرا اين ادبيت گريز گاهي در برابر دستگاه هاي سانسور و نظارت در اختيار ندارد تا ميل نه چون بزهکار با نقاب از برابر اين دستگاه ها بگذرد.اما به راستي اين يک پرسش است که چرا ميان نشانه هاي زباني که در قالب مجاز ها،تشبيه ها،استعاره ها طبقه بندي مي شود، و معنا هاي که شاعران براي سخن و تخيل ادبي خود قايل اند، اختلاف معنا و شمايل وجود داردشاعران کلاسيک در بستر نشانه هاي سکشواليته، تخيل براي ستايش و فهم معشوق انتزاعي را مي آفرينند. از اين ميل که در درون نشانه ها و تخيل اروتيکي عاشقانه جاي دارد، به عنوان خواست حقيقي معنوي ياد مي نمايند. ظرفيت اين زبان تا آن اندازه ي است که بر خلاف ظاهر فريبنده و انحرافي،ميل عرفاني و حقيقتي معنوي را تبديل به امر جذاب و سحر آميز کرده مي تواند. جذابيت سکس هم در زبان و هم در نمايش رسانه يي به ناگزير و بر خلاف انتظار اخلاق متعارف،مبناي تخيل و پرستيژ زبان براي جذابيت هاي مکالمه يي و نمايشي را مي سازد. ادبيات فارسي اوج تخيل عاشقانه در درون نظام نشانه شناسيک سکشواليته است؛ که از پذيرش نوع نظام زباني خويش ابا مي روزد. البته اين حرف ها به معناي اين نيست که شاعران نوعي از مصلحت ادبي را به خاطر توجيه نظام زباني و تخيل جنسي روي کار آوردند تا افکار عمومي و سلطنت بر عليه آنها به عنوان افراد مفسد، نشورد.در قصد اين شاعران استعلاي زبان به عنوان يک تمهيد به روشني ديده مي شود. زيرا اين استعلااگر در زبان اتفاق نيفتد،سکشواليته هم چون ميل مشروع، ادبيات کلاسيک فارسي را تسخير ميکرد.تجربه هاي عرفاني و ديني اين نوع از نظام زباني غير استعلايي را بر تابيده نمي توانند و از آن به عنوان" اقتدار نفس انحرافي" ياد ميکنند. استعلاي زبان به واسطه تقليل ناپذير ساختن زبان به ميل و دلالت و هم چنان به واسطه ي به رسميت شناختن تفسير رسمي و اصطلاحي از زبان و مجموعه نشانه هاي زباني، امکان پذير گشت. براي همين در خوانش شعر کلاسيک فارسي بايد رويکرد و استراتژي خوانش بر مبناي پرنسيبِِ" فهم معناي بنيادين متن" بر اساس ترمنالوژي يا اصطلاحات پذيرفته شده در فرآيند نقل و روايت تاريخي، استوار باشد. تخيل جنسي اگر چه به دليلي نظام سازمان يافته معنايي ادبيات کلاسيک، از دلالت غريزي تهي گشت،ولي زبان اين تخيل را در خود هم چون امانت نگهداشته تا با از کار افتادن آن نظام کنترول معنايي،خصلت بياني و دلالتي اش را آشکار نمايد. البته آشکار است که ادبيات کلاسيک فارسي در جايگاه فعلي، به واسطه هرمنوتيزم عرفاني، نشانه ها و تخيل جنسي اش را سرکوب ميکند،ولي زبان با هستي مستقل در درون اين نظام هرمنوتيکي،نمايش ستايش برانگيز ميل ولذت و نمايش اندام هاي جنسي زنانه و مردانه است.فقط لازم است تا اين نشانه هاي از کارافتاده شده به واسطه استراتژي جديد تفسير فعال گرددادبيات کلاسيک با جا به جايي نظام استعاره ها،مجاز ها و تشبيه ها به سوي ادبيت متنوع راه يافت. به همين صورت تخيل و نشانه هاي جنسي نيز در اين جا به جايي دچار دگرگوني گشت. شايد مهمترين دگرگوني هويت يافتن تخيل جنسي زنانه و مردانه در زبان و سکوت در برابر اميال و تخيل جنسي در زبان باشد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط ناجیه حنیفی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آزادی زنان و بدست آوردن حقوق انسانی شان در افغانستان تنها با آگاهی و شکستن ساختار های سنتی پدرسالار امکان پذیر است با انتشار مقالات در این صفحه میخواهم سهمی کوچکی در روند آگاهی رسانی داشته باشم.

نوشته های پیشین
آبان 1387
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
آرزو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM